لياقت علي اميني
حملات بهاري طالبان در هر سالي ،اوضاع امنيتي افغانستان را به كلي مختل و بالاي وضعيت اجتماعي و سياسي و اقتصادي كشور تاثير زيانبار گذاشته و خوشي هاي سال نو را براي مردم به تلخ كافي مبدل ميسازد.
در سال جديد ،طالبان با شيوه هاي متفاوت از سال هاي قبل به مراكز و موسسات دولتي و غير دولتي و افراد مئوثردر سرنوشت امنيت و ثبات حمله هاي خود را سازماندهي كردند تا با هزينه كمتر دستاورد هاي بيشتري كمايي كنند.
انتحار يكي از تاكتيك هاي مئوثر طالبان است كه افراد به ويژه نوجوانان زيادي را براي عمليات انتحاري آماده ساخته اند تا با اين نوع عمليات فضاي رعب و دحشت را بيشتر از هر وقت ديگر به وجود آورند و افراد و مراكز مورد نظر خود را به آساني مورد شكار قرار بدهند.
ضعف و ناتواني حكومت و آلوده شدن سياست و پالسي هاي امنيت به گرايشات قومي باعث قوت و حسارت بيشتر دهشت افگنان و سبب بحران فزاينده دركشور گرديده است.
بعد از آنكه صد ها نفر از قومندانان ارشد طالبان از زندان قندهار آزاد گرديدند، تهاجم طالبان وسعت يافته و دامنه ناامني به مناطق مختلف از جمله در ولايات شرق و شمال نيز كشيده شده است.
به نظر مي رسد كه سياست خام حكومت در جهت نزديكي يك جانبه با طالبان ،دست اين گروه را در مبارزه و گسترش عمليات شان در ساحات مختلف بازتر ساخته و مجال جولان را برايش فراهم ساخته است تا آنها گزينه هاي از اشخاص و افراد صاحب رسوخ را از جبهه مقاومت ضد تروريستي را از سر راه خود بر دارند و روحيه ايستادگي در برابر تروريزم در افغانستان را درهم بشكنند. بعد از قتل اسامه بن لادن رهبر شبكه القاعده در خاك پاكستان چنان كه قابل پيش بيني بود، سازمان استخبارات پاكستان اي اس آي در صدد برآمد كه فشار ها را از طرق طالبان و ديگر شبكه هاي تروريستي بالاي افغانستان را بيشتر نمايد و كساني كه پيش گام مبارزه بر ضد پاكستان و طالبان هستند، آنان را از سر راه بردارند و مقاومت خود را عليه غرب و ايالات متحده آمريكا از جغرافياي افغانستان سازماندهي كند.
در پشت هر فاجعه ئي ك هر روز در افغانستان اتفاق مي افتد، دست آي اس آي پاكستان قرار دارد. طالبان يك لشكر مصرفي پاكستاني است كه به دستور نظاميان پاكستان عمل مي كنند و دست به انتحار و انفجار و تخريب در داخل افغانستان مي زنند.
شايعه قتل ملا محمد عمر رهبر گروه طالبان از سوي استخبارات پاكستان به راه افتاد تا از يك طرف شرمساري از ناحيه قتل اسامه بن لادن سردسته تروريستان را در خاك خود را تحت الشعاع قرار بدهند و سوي ديگر ،رد پاي او را از چشم آمريكائي ها گم كنند تا ملا عمر هم به سرنوشت اسامه بن لادن گرفتار نشود و پاكستان حد اقل ملا عمر را با خود داشته باشد تا از اين طريق اهداف و پالسي هاي خود را در منطقه تعقيب نمايد.
افغانستان در يك مرحله حساس و خطرناكي واقع شده است كه نمي داند آينده اش به كجا منتهي مي شود؟ حكومت در قبال تحركات فاجعه بار داخلي و همچنان تحولات بزرگ منطقوي بي تفاوت است. قتل بن لادن در خاك پاكستان بايد تحركي در ديپلماسي افغانستان ايجاد مي كرد و اين كشور از شرايط منطقوي بالاترين استفاده هاي سياسي و امنيتي را كمايي مي كرد و در حال حاضر كه فعاليت آي اس آي توسط طالبان دو چندان شده و هر روز قرباني مي گيرد،حكومت فقط با اظهار تئاسف اكتفا مي كند و حتي حاضر نمي شود كه نام قاتلين و فاجعه آفرينان تروريست را با صراحت به زبان آرود و آنان را محكوم نمايد.
شهات جنرال داود داود فرمانده زون 303 پامير و جنرال شاه جهان نوري از سلسله اقدامات سازمان يافته تروريستي است كه با طراحي استخبارات پاكستان انجام مي شود و افراد كليد ضد تروريزم را يكي پس از ديگري از صحنه مقاومت بر مي دارند تا راه براي استيلاي مجدد تروريست ها و پاكستاني ها در افغانستان باز گردد.
شوراي عالي صلح كه باربار از دستاورد هاي خود حرف مي زند،آيا فجايعي كه همه روزه در گوشه و كنار مملكت از سوي طالبان به وقوع مي پيوندد با اين ادعا ها سازگار است؟ زئيس اين شورا در تشيع جنازه جنرال داود داود و جنرال نوري در تخار اشتراك كرد، آيا از خود پرسيد كه اين شخصيت ها به دست چه كسان به شهادت رسيدند؟ آيا اين لبيك به نداي صلح طلبي حكومت و شوراي صلح است؟ برخي اعضاي اين شورا ،روند مصالحه حكومت با طالبان را يك پروسه ناكام مي دانند، ولي عملآ جرآت بيرون رفتن از شوراي گذايي صلح را ندارند. اگر آنان صادق به گفته هاي خود هستند، بيايند به خاطر مردم و سرنوشت آينده كشور،رسمآ از شوراي آن چناني استعفا بدهند و بيشتر از اين بدنامي اين روند خام و نا سالم كه برخلاف مصالح و منافع مردم و كشور شان در جريان است را گردنگير نشوند و امتيازات مادي آن را به منافع مالي و مصلحت سياسي كشور خود مبادله نمايند،در غير آن تمام مواضع و ديدگاه شان در مجراي فريب مردم توجيه خواهند شد.
حكومت افغانستان در يك همچو شرايطي به جاي تحرك و تبارز سياسي دچار استيصال و درملندگي سياسي شده است. از يك طرف ادعاي خود كفايي امنيتي و سياسي را بعد از خروج قريب الوقوع نيروهاي خارجي از كشور به سر مي پروراند واز طرف ديگر به علل و عوامل ابهام آلوده خود را به پاكستان نزديك ساخته و كمك نظاميان آن كشور را براي تغييرات مثبت در افغانستان انتظار مي كشد و از سوي ديگر مي خواهد كه همكاري هاي بيشتر جامعه جهاني راه ثبات سياسي و امنيتي در كشور خويش را بپيمايد،راه هاي كه در ميان آن در حيرت است و اين حيرت سبب شده است كه شرايط زماني را كم كم از دست بدهد و افغانستان دچار يك بحران غير قابل مهار گردد.
تا زماني كه ضعف و ناتواني و گرايشات منفي قبيله گرايي از برنر قدرت سياسي از بين نرود و انديشه سالم سياسي مبتني بر اساسات دموكراسي و مشاركت همگاني جايگزين آن نگردد، افغانستان در يك دور و تسلسل باطل هم چنان قرباني خواهد شد.
خبر...ما را در سایت خبر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60