چرا چهره ها نابود ميشوند؟

خرید بک لینک

در سال 1357 ه ش كودتاي ننگين هفت ثور به پيروزي رسيد. كودتا گران نوكران روس براي تحكيم قدرت شان و بخاطر اينكه كسي در آينده مزاهم اين وطن فروشان نه شوند، به گرفتاري و نابودي انسان هاي سرشناس ، علما، روحانيون و سياستمداران دلسوز از مركز و ولايات اقدام نمودند كه تعداد آنها به هزار ها هزارانسان مي رسيد.

اما باوجود آن همه استبداد و تصفيه كاري ها ،چهره هاي كثيف وطن فروشان شناخته شدند ودرهمان زمان نيز مردم ميدانستند كه صاحبان قدرت چه ميخواهند و به كدام سمت و سودرحركت اند.

به همين ترتيب مردم با شهامت افغانستان ازهرگوشه و كنار وطن به پاه خواستند و هر قوم به محور شخص مورداعتماد شان جمع شده وعليه استبداد داخلي و استعمار خارجي علم جهاد را به دوش كشيدند ومبارزات مسلحانه را به راه انداختند.

روس ها ميخواستند به بحر هند دسترسي پيدا كنند وبعد ازاشغال افغانستان مقصد اصلي آنها فتح پاكستان بود.البته پاكستان با توجه به اهداف كلي اتحاد شوروي درمنطقه مي كوشيد ازهرطريق ممكن جلوگسترش نفوذ اتحاد شوروي را سد نمايد. واكنش نخست پاكستان دراين راستا تقويت پروسه ايجاد جبهات مقاومت در افغانستان بود.

در مرحله دوم پاكستان توانست به نام مجاهدين و مهاجرين افغان، كمك هاي مالي مخالفين اتحاد شوروي را بدست بياورد و رهبران جهادي را از لحاظ مالي به خود وابسته بسازد تا زمينه هاي نفوذ سياسي در ميان مجاهدين مهيا شود. به همين لحاظ رهبران تنظيم هاي جهادي هر كدام تلاش داشتند تا خود را مقرب تر و با اعتبارتر نزد پاكستاني ها معرفي نمايند.

پاكستان در كنار استفاده هاي مالي و پولي توانست از كمك هاي تجهزاتي و تسليحاتي كه براي مجاهدين افغانستان ارسال مي شد بهره ببرد.

به همين ترتيب جهاد ادامه پيدا كرد، هر روز حزب جديد پا به عرصه وجود مي گذاشت و به خاطر دريافت كمك هاي مالي و لوجستيكي با پاكستاني ها خود را هم آهنگ مي ساختند. بلاخره روندايجاد وتشكيل گروه ها و تنظيم هاي مختلف آغاز و مقدمه اي براي جنگ هاي داخلي افغانستان محسوب مي شد كه بعدآ پاكستان توانست اين گروه ها را در مقابل يكديگر قرار دهد و ازآب گل آلود ماهي مقصود را بگيرد.

در همان روزهاي اول پيروزي مجاهدين و حتي قبل از پيروزي، تنش ها در ميان گروه هاي جهادي آغاز شده بود؛هر كدام ادعاي سهم بيشتررا در نظام و دولت آينده داشتند ،هيچ كدام خود را كمتر از ديگران حساب نمي كرد. رهبران جهاد و مقاومت كه در طول جهاد فقط جنگ را تمرين كرده بودند،از سياست چيزي نمي دانستند. قبل از اينكه دست به دست هم داده حكومت خود را بسازند،در فكر حذف يكديگر بودند. ملت بيچاره كه با پيروزي جهاد شان به آينده اميدوار بودند وآمدن مجاهدين را به كابل فال نيك گرفتند. اما ديري نگذشت كه از اثر جنگ هاي داخلي رهبران جهادي،همه آرزو هاي شان را برباد رفته يافتند. آرزو هاي كه برآورده نه شد، حتي همه داروندار شانرا نيز از دست دادند.

جنگ ها تا حدي فرسايشي و خشن بود كه ديگر هيچ مجاهدي جرأت معرفي كردنش را بنام مجاهد را نداشت چون آبروي جهاد و مجاهد را رهبراني كه پيش از آن رهبري مجاهدين را به عهده داشتند، بردند. جنگ بخاطرچه؟ بخاطر كشتن طرف مقابل؛ هر چه در توان داشتند آن را در كشتن جانب مقابل خويش بكار بردند،اما هرگز درچنين جنگي نه رهبران كشته شدند و نه فرزندان شان؛ بلكه مردم و تاريخچه پرافتخار جهادمردم بيچاره و مظلوم بودند كه قرباني سياست هاي خام شدند. دشمن چقدر قشنگ هدف را مي زند.چون مردم از جنگ ها خسته و بيزار شده بودند. پنج سال تمام، مجاهدين در مقابل يكديگر جنگيدند. بار ديگر پاكستان لشكر تصفيه را بنام طالب مي فرستد. اگر مقدار سلاح؛ باقي مانده باشد،لشكر تصفيه بايد سلاح هاي باقي مانده را جمع آوري نموده به پاكستان بفرستد و يك حكومت دست نشانده را در كابل جابجا نمايند.

پاكستان با ايجاد و حمايت ازطالبان در صدد نابودي تمام ارزش هاي افغانستان برآمدند.آثارباستاني واز جمله بت هاي تاريخي باميان را تخريب نمودند، تاكستان هاي شمالي را آتش زدند، كشتار هاي دسته جمعي را در مزارشريف و يكاولنگ به راه انداختند. بنام سلاح هرچه در توان داشتند مردم را زير فشار قرار دادند تا پول هاي شان را به جيب بزنند،شخص متهم به داشتن سلاح اگرسلاح ندارد ،بايد پول سلاح را بپردازد. تعداد از گروپ هاي مجاهدين يا خلع سلاح شدند و يا درامر مبارزه عليه طالبان به كمبود مهمات مواجه شدند. بلاخره جبهه مقاومت ايجاد شد،تعداد از افراد مجاهدين جمع شده در برابر طالبان مقاومت ايجاد كردند. در جنگ هاي طالبان بر عليه مقاومت؛ پاكستان هر چه در توان داشت درجهت تقويت طالبان مصرف كرد، اما نتوانست مقاومت را بشكند. مقاومت ادامه پيدا كرد تا اينكه حادثه يازدهم سپتامبر اتفاق افتاد.

آمريكايي ها كه طالب ها را حمايت سياسي ميكردند، با مجوز سازمان ملل متحد بر عليه طالبان لشكر كشي را آغاز نموده، داخل افغانستان شدند،پاكستان فرصت طلب يك شبه چهره اش را تغيير داد و درامر مبارزه عليه تروريزم و طالبان با آمريكا اعلام همكاري نمود. آمريكائي ها قبل از اينكه به عمل كرد يك روز قبل پاكستان بيانديشد، همكاري پاكستان را پذيرفت،پاكستان توانست در مدت كمتر از ده سال بالغ به بيست مليارد دالر را از آمريكا به دست آورد. از مبالغ بدست آمده در بازسازي كشور شان و تمويل طالبان استفاده كردند.

پاكستان چون در دوران جنگ طالبان عليه مردم افغانستان ،نه توانست چهره ها وشخصيت هاي مهم و كليدي را به قتل برساند. بار ديگر با تغير چهره توانست اهدافش را يكي پي ديگر تعقيب نموده و برآورده سازد. ابتدا شهيد عبدالعلي مزاري را به شهادت رساندند؛شايد سايرين كه در آن زمان بر عليه مزاري مي جنگيدند. از قتل مزاري خوشحال شده باشند. اما غافل از اين كه روزگاري اين كفتار هاي مكار به سوراغ ديگران خواهد آمد و آنها را نيز يكي بعد از ديگري خواهند كشت.

بعدآ نوبت رهبرمقاومت افغانستان شهيد احمد شاه مسعود رسيد،سپس به سراغ شهيد عبدالحق رفتند و او را كشتند. بعد نوبت به خاكريزوال وسيد مصطفي كاظمي و داكتر عبدالله لغماني ،مولانا سيد خيلي و بلاخره جنرال داود داود و جنرال جهان شاه نوري رسيد و شهيد شدند.معلوم نيست نوبت بعدي هدف كي ها خواهد بود.

از تحليل فوق معلوم مي شود كه پاكستان ميخواهد،شخصيت هاي ما را از ما بگيرد. چون انسان هاي آگاه مقاوم ،با ايمان و وطن پرست ،هرگز وطن خود را براي پاكستاني ها به معامله نميگيرد. اينها مي توانستند در هر شرايط درمقابل توسعه طالبان پاكستاني و امتيازطلبي حاميان داخلي شان مزاحمت و مقاومت ايجاد نمايند. بايد گفت پاكستان كور خوانده است، ملتي كه در مقابل يك ابرقدرت روس تسليم نشد ،چطور امكان دارد به پاكستان و پاكستاني تسليم شوند. با تائسف دولت افغانستان در مدت نه سال توانست ريشه هاي طالبان را آبياري نموده ، ريشه هاي جهاد را بركند.باعث اين همه تلفات مردم ما،دولت بي كفايت ما شده است. هنوز كه هنوز است با اين همه جنايات كه توسط طالبان انجام داده ميشود در جهت طالب سازي به پيش ميرود.

حاميان طالبان و پاكستان درداخل وخارج نظام در مدت نه سال كار هاي بزرگي را انجام داده اند، از جمله؛ اقوام افغانستان را تكه تكه نموده ،فضاي را به وجود آورده كه هيچ كدام بالاي ديگري اعتماد كرده نتوانند. اين فضاي بي اعتمادي توانسته ميدان را براي امتياز طلبان باز نمايد.

تعدادي مصروف پروژه هاي شخصي و مافياي زمين ميباشند، تعدادي از غنايم حكومتي بنام وزارت ،رياست ،سفارت ،شوراي صلح و اين و آن استفاده ميكنند، تعدادي اگر دل شان براي ملت مي سوزد در اين فضاي بي اعتمادي زانوي غم بغل كرده به نظاره نشسته اند.بايد آقاي كرزي بداند! كه مردم ميداند. اگرمردم در گرو تيكه داران ميبودند، ضرورت به تقلب نبود،بايد شانزده مليون رآي مي آورد. اگر بخواهد به خط نفرين در قلب تاريخ جا بازنكند، بايد باز گردد،به هوش بيايد،ملت را بار ديگر به بدبختي نه كشاند. طالب را همه مي شناسند،طالب نوكر پاكستان است. طالب براي آزادي ،استقلال، دين و ديانت ظهورنه كرده اند،بلكه لشكر بر ضد منافع افغانستان است. اگر اندكي احساس داشته باشيد با اين وطن فورشان نمي توانيد هم آهنگ شويد. طالبان فرزندان ما نيستند ،اگر تعداي هم باشند ،فروخته شده اند آيا مي شود با يك مشت معامله گر و خائن كنار آمد و بارديگرنبايد ملت ما را به مسلخ پاكستان فرستاد. فساد اداري و فقر،ناامني و صدها مشكل ديگر بي داد ميكند، اما جناب رئيس جمهور پروسه صلح و دورباطل را مي خواهد ادامه بدهد.

جمشید آرش

خبر...

ما را در سایت خبر دنبال می‌کنید

برچسب: ميشوند؟, نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 0:56

صفحه بندی